طرح گاز سوز نمودن خودروها, از تئوري تا عمل
امروزه استفاده از CNG بهعنوان نيروي محركة وسائط نقليه، كاربرد نسبتاً فراواني يافته است. آرژانتين از جمله كشورهايي است كه استفادة گستردهاي از CNG در بخش حمل و نقل خود نموده است. در اين كشور بر طبق آمارهاي سال 2000، در حدود 401 هزار وسيله نقلية گازسوز موجود است كه از CNG به عنوان سوخت استفاده ميكنند.
ماخذ:
Internationnal Natural Gas Vehicles Association, Reports, 2000
مزاياي CNG
CNG بهعنوان سوخت داراي برخي مزيتها ميباشد. اين سوخت در مقايسه با گازوييل داراي برتريهايي ميباشد. از جمله ميزان ذرات معلق منتشرشده در فضا توسط CNG به مراتب كمتر از گازوئيل است. همچنين طبق آزمايشهاي انجام شده, ميزان آلايندگي از نظر پخش گازهايي نظير NOx در سوخت CNG نسبت به سوختهايي نظير گازوييل كمتر است. همچنين سوخت گاز طبيعي ارزانتر از ساير فراوردهها و كاملاً در دسترس ميباشد
. استفاده از CNG بهعنوان سوخت در ايران
از سال 1365، در شهر شيراز طرح گازسوز نمودن خودروها با گاز طبيعي CNG بهصورت آزمايشي با تبديل 1200 دستگاه سواري به مرحله اجرا درآمد. بههمين منظور، دو ايستگاه سوختگيري CNG براي سرويسدهي به اين خودروها ساخته شد كه بهدليل عدم تامين قطعات يدكي، يكي از اين ايستگاهها به حالت تعطيل درآمد.در مشهد نيز پروژهاي مشابه در سال 1367 انجام و طي آن، 1200 دستگاه خودرو به گازسوز تبديل شد و يك جايگاه سوخترساني نيز ساخته شد. دومين جايگاه سوخترساني اين شهر, در سال 1374 احداث شد.
البته, طرح بزرگي به منظور گازسوز نمودن خودروها, توسط سازمان بهينهسازي سوخت كشور براي اجرا مدنظر ميباشد. در اين طرح، 200 هزار خودرو (عمدتاً ناوگان سبك و عمومي) گازسوز ميشوند و بدينمنظور 150 ايستگاه درون شهري براي تامين سوخت مورد نياز خودروهاي گازسوز, در 15 شهر كشور ايجاد ميگردد.
كل بودجة اين طرح در حدود 268 ميليون دلار برآورد گرديده است كه هزينة اين طرح از منابع داخلي تامين خواهد گشت. در اين طرح، 50 هزار خودروي جديد و 150 هزار خودروي فرسوده، گازسوز خواهند گرديد.
تحليل:
در بسياري از كشورهاي پيشرفته نظير آلمان، توسعة تكنولوژي در صنعت خودروسازي همهجانبه ميباشد و توسعة طرح خودروهاي گازسوز در كنار بسياري از گزينههاي ديگر، مانند بهبود راندمان خودروهاي گازوييلي و بنزيني، اتومبيلهاي برقي، خودروهاي پيل سوختي, خودروهاي خورشيدي و حتي استفاده از سوختهاي گازي ديگر مانند LNG در وسايط نقليه دنبال ميشود و هيچگاه يك طرح، آن هم با گستردگي فراوان، در كشورشان به اجرا در نميآيد كه باعث شود تا تمام منابع مالي به منظور افزايش كارايي, براي يك طرح هزينه شود. خصوصاً آنكه آلودگي هوا صرفاً ناشي از خودرو نيست و بايد به صنايع ديگر نيز توجه نمود.
عوامل مهم ديگر از جمله فرسودگي وسايل نقليه عملكرد ناكاراي آنها، بهكارگيري تكنولوژي سطح پايين در توليد و به روزنبودن آن، ناكارايي و عملكرد نامناسب وسايل مصرفي انرژي بخشهاي خانگي و تجاري از قبيل وسايل گرمازا و حتي عدم برنامهريزي صحيح فضايي (آمايش سرزمين) در آلودگي شهرها نقش دارند. از اين رو بعضي از كارشناسان عقيده دارند كه تحت يك شعار و آن هم كاهش آلودگي زيست محيطي، اجراي پروژههاي عظيم, مانند گازسوزنمودن خودروها در مقياس گسترده، تنها تلفنمودن منابع مالي يك كشور ميتواند باشد.
موضوع مهم ديگر, مساله ايمني خودروهاي گازسوز ميباشد كه به دليل پاسخهاي مختلف و متناقض، همچنان در هالهاي از ابهام قرار دارد.
در صورت اجراي چنين طرحي, هنوز بسياري از موارد از جمله پيشبيني دقيق براي تامين ايستگاههاي سوختگيري در ساير شهرهاي كشور صورت نگرفته است و نيز اين سوال در ذهن بهوجود ميآيد كه آيا پتانسيل كافي براي ساخت تجهيزات و ايستگاههاي سوختگيري آن در كشور وجود دارد و يا اينكه بايد به واردات گسترده قطعات, كيتهاي گازسوز و وسايل جايگاهي تامين سوخت دست زد؟
مورد مهم ديگر اين است كه خودروهاي كشور داراي عمر بسيار بالايي هستند و اكثر آنها ناوگان فرسودة دهههاي 1950 تا 1980 ميباشند كه هنوز در كشور باقي ماندهاند و در جادهها در حال تردد هستند. آيا بهتر نيست برنامهاي جهت از رده خارجنمودن خودروهاي فرسوده و جايگزين نمودن آنها با خودروهاي جديد, به جاي سرمايهگذاري در گازسوزنمودن اين قبيل خودروهاي فرسوده اتخاذ نمود!
هزينة تبديل هر خودروي بنزيني جديد به گازسوز، در حدود يك هزار دلار و هزينة تبديل خودروي فرسوده به گازسوز در حدود 600 دلار ميباشد. آيا براي ناوگان بسيار فرسوده كشور كه صاحبان آن عمدتاً اقشار كمدرآمد هستند، توان اقتصادي پرداخت اين هزينه وجود دارد؟
حتي در صورت توجيه اقتصادي تبديل خودروهاي بنزيني به گازسوز از لحاظ جبران هزينهها در بلندمدت, معمولاً اقشار كمدرآمد توان پرداخت يكبارة هزينه تبديل در كوتاه مدت را ندارند و اصولاً به منافع احتمالي كه در آينده به آنها ميرسد, توجهي ندارند. از طرفي، پرداخت يارانهها در اين خصوص نيز موجب بروز اختلالاتي در نظام اقتصادي كشور ميگردد و حتي تقسيط پرداخت اين هزينه در طول زمان مشكلات متعددي را به همراه دارد
به هر حال، با وجود مزيتهاي CNG نسبت به برخي سوختها, تصميمهاي عجولانه در مقياسهاي گسترده چندان مطلوب بهنظر نميرسد. آنچه مشهود است، تجهيز خودروهاي عمومي نظير اتوبوسها به سيستم سوخت CNG، ميتواند اولويت مناسبي در اجراي چنين طرحي باشد.
مآخذ:
1- لوح فشردة سازمان بهينه سازي سوخت كشور در بيان طرح CNG
2- www.cseindia.org/html/cmp/cngfacts.pdf
تحليلهاي مرتبط:
آيا گازسوز نمودن خودروها, راهكاري موثر در كاهش آلودگي هوا است؟