و نسیمی چه زیبا سروده است:
مشتاق گل از سرزنش خار نترسد حيران رخ يار ز اغيار نترسد
عيار دلاور كه كند ترك سر خويش از خنجر خونريز و سر دار نترسد
آنكس كه چو منصور زند لاف انا الحق از طعنه نامحرم اسرار نترسد
اي طالب گنج و گهر از مار مينديش گنج و گهر آن برد كه از مار نترسد
گر بي بصري مي كند افكار من از عشق سهل است و چه غم عاشق ازاين كار نترسد
در عشق چو بيم سر و جانست و ليكن اي دلبر از اينها دل عيار نترسد
انديشه ندارم ز رقيبان بد انديش از خار جفا عاشق گلزار نترسد
در سايه فضل ايمن از آنست نسيمي كان شيردل از پنجه كفتار نترسد